مذهبی-سیاسی
 سال جهاد اقتصادی مبارک..........

آمد از سوی ولی امر يك ندايی 

يك تحول با جهاد اقتصادی

جهادی ما كنيم دنيا ببيند

جهان را با جهادی حق بگيرد

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در دوشنبه یکم فروردین 1390  |
 افتخار ما ایران اسلامی
سلام به همه دوستانم

با این که تا پایان خدمت مقدس سربازی قصد وب نویسی نداشتم ولی بر خودم الزام دانستم که حداقل چند کلامی در مورد انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی بنویسم.

فراموش نمیکنم میتینگ اتخاباتی سال ۸۸ رو چه شب هایی بود درست بعد ان همه شور و هیجان تبدیل شد به درگیری و آنهمه اتفاقات تلخ.......... میخوام بگم دوستان من ما همه ایرانی هستیم و بچه مسلمان شیعه با دیدگاه ها و نظرات مختلف سیاسی اقتصادی و .... باید در نظر داشته باشیم این انتخابات به نوعی پاسخ به جمهوری اسلامیست تداعی کننده ۱۲ فروردین سال۵۸ هنوز فراموش نکرد ایم ۹۸٪ به نوعی پاسداری و ادامه راه شهداء انقلاب و دفاع مقدس است و پاسخی دندان شکن به تمامی گردنکشان و زورگویان و دست نشاندگان آنان..............  پس با حضور حداکثری خود اینبار نیز به دنیا نشان دهیم که به اسلام و ایرانمان افتخار میکنیم حتی با تضاد نظراتمان

التماس دعا  

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390  |
 حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از نگاه معصومان

از نگاه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

r سلمان فارسی می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به من فرمود: ای سلمان! هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد، در بهشت در کنار من خواهد بود و هر کس او را دشمن بدارد، در آتش جهنم خواهد بود. ای سلمان! دوستی فاطمه در صد جایگاه به حال انسان سودمند است که راحت ترین این جایگاه ها، عبارت است از مرگ و قبر و میزان و سنجش [اعمال] و محشر و [پل] صراط و حساب رسی. هر کس دخترم فاطمه از او راضی باشد، من هم از او خشنود می گردم و هر کس من از او خشنود باشم، خداوند از او خرسند خواهد بود. هر کس فاطمه از او خشمگین باشد، من بر او خشم می گیرم و هر کس من بر او خشم گیرم، خداوند بر او غضب می کند. ای سلمان! وای بر کسی که به فاطمه و به فرزندان و شیعیانش ظلم کند.

r اگر همه خوبی ها و فضیلت ها در شخصیتی جمع گردد، آن شخص فاطمه است بلکه او بزرگ تر از این توصیف هاست. به درستی که دخترم فاطمه در بزرگواری و کرامت، بهترین فرد بر روی زمین است.

r جُمَیع می گوید: همراه با عمه ام به نزد یکی از همسران پیغمبر رفتیم. از او پرسیدند: چه کسی نزد پیامبر از همه محبوب تر بود؟ گفت: فاطمه علیهاالسلام . پرسیدند: از مردان چه کسی؟ گفت: همسر فاطمه.

آخرین وصیت پیامبر

پیامبر گرامی اسلام در لحظات آخر عمر شریفش، در کنار وصیت های دیگر خود به امیرمؤمنان علیه السلام ، بر وجود فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز تأکید کرد. امام کاظم علیه السلام می فرماید: به پدرم گفتم: پس از رفتن فرشتگان از حضور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم چه اتفاقی افتاد؟ فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در این هنگام علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را طلبید و به ام سلمه فرمود: کنار در بایست و نگذار کسی نزدیک بیاید. سپس آن حضرت با یک دست، دست فاطمه را گرفت و مدت طولانی بر سینه گذاشت و با دست دیگرش دست علی علیه السلام را بر سینه نهاد. همه آنها گریه کردند. پس از آن، دست فاطمه علیهاالسلام را در دست علی علیه السلام قرار داد و به علی علیه السلام فرمود: «ای ابا الحسن! این (فاطمه) امانت خدا و رسولش محمد نزد توست. حق خدا و امر مرا در مورد فاطمه رعایت کن که چنین خواهی کرد. ای علی! سوگند به خدا فاطمه سرور زنان بهشت از پیشینیان و آیندگان است. سوگند به خدا این همان مریم کبراست. سوگند به خدا همواره آنچه از خدا برای فاطمه و شما خواستم، خواسته هایم را اجابت کرد. ای علی! آنچه را در شأن فاطمه سفارش کردم انجام بده. من اموری را به فاطمه سفارش کردم که جبرئیل به آن امر کرده بود».


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در جمعه بیست و ششم فروردین 1390  |
 السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در جمعه بیست و ششم فروردین 1390  |
 فاطمه علیهاالسلام ؛ فرشته زمینی

بی تو...

بی تو تنهایی سخت است ای عشق من،ای تمام هستی من. بی تو بودن معنا ندارد. بی تو، چراغ زندگی ام خاموش است. بی تو، گذران قافله عمر دلگیر است. بی تو، زینب تنها می شود، حسین می میرد. بی تو، بیت الاحزان مدینه تنها می شود. بی تو، آسمان چگونه ببارد، زمین چگونه تاب بیاورد. بی تو، مدینه سر بر بالین کدام دوست نهد. بی تو، ستارگان خاموشند. بی تو، دیگر صدای ضجه و ناله نمی آید. زهرا جان! ریحانه رسول! بی تو، خورشید غمگنانه غروب می کند. ای بی همتا!... آسمان چگونه پهلویت را دید و نگریست، و زمین چگونه صورتت را دید و در هم نشکست. ای برترین بانو! عارفانه عروج کردی و چشم در چشم رسول دوختی. عاشقانه پر کشیدی و در آغوش برترین بشر آرام گرفتی!

کوثر قرآن

سرور بانوان دو عالم، حضرت صدیقه طاهره، زهرای مرضیّه، عطای خدای رحمان، کوثر پرثمر قرآن و همتای امیر مؤمنان است. آن حضرت در بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت، در مکه پا به عرصه گیتی نهاد و در دوران حضور پدرش در مکه، سختی های آن بزرگوار را در راه تبلیغ دین مبین اسلام دید و خود نیز سه سال از کودکی را در شرایط جانکاه و طاقت فرسای شعب ابی طالب گذراند. زهرا علیهاالسلام در آن هنگام فریاد کودکان را می شنید و خودش هم طعم گرسنگی را می چشید و از این رهگذر، درس شکیبایی و مقاومت را فرا می گرفت. ایشان به سبب ایثارگری فراوان در راه پدر، لقب «امّ ابیها»، را از آن خود کرد. در خردسالی مادرش خدیجه را از دست داد و قلب کوچکش فراق مادر را احساس کرد. ایشان از هیچ اقدامی برای یاری پدرش دریغ نمی ورزید و در سال سیزدهم بعثت، پس از هجرت پیغمبر به مدینه، با سن اندک خود، مسیر صدها کیلومتری مکه تا مدینه را پیمود و همراه امیرمؤمنان علی علیه السلام و دیگر زنان، خود را به آن حضرت رساند.

ادب زهرا علیهاالسلام

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم پس از رحلت حضرت خدیجه، با ام سلمه ازدواج کرد و فاطمه را به همسر وفادار خود سپرد تا از وی نگهداری کند. ام سلمه می گوید: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فاطمه را به من سپرد تا درتربیتش کوشش کنم. من هم از تربیت و راهنمایی او دریغ نداشتم، ولی به خدا سوگند، او از من باادب تر و داناتر بود.

برتر از مریم علیهاالسلام

امام صادق علیه السلام فرمود: فاطمه علیهاالسلام از آن جهت محدَّثه نامیده شده که فرشتگان از آسمان فرود می آمدند و مانند حضرت مریم به وی می گفتند: ای فاطمه «خدا تو را برگزید و پاکیزه گردانید و تو را بر زنان عالم برتری داد.» ای فاطمه «در پیشگاه پروردگارت فروتنی و سجده کن وبا رکوع کنندگان رکوع نما» و بدین ترتیب، وی با فرشتگان نیز سخن می گفت. شبی فاطمه علیهاالسلام به فرشتگان فرمود: مگر مریم، دختر عمران برگزیده و برتر از تمام زنان عالم نیست؟ آنها گفتند: مریم تنها سرور زنان عالم در زمان خود بود، ولی خدا تو را سرور زنان در زمان خودت و زمان مریم و نیز زنان اولین و آخرین قرار داده است.

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در جمعه بیست و ششم فروردین 1390  |
 پیروان ولایت، بیداری اسلامی و منتظران ندای یالثارات الحسین........
"برخی ار آن مومنان، بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملا وفا کردند، پس برخی پیمان خویش گذاردند و بر آن عهذ ایستادگی کردند تا در راه خدا شهید شدند و برخی به انتظار شهادت مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند"                 آیه ۲۳ احزاب

دل من عاشق آن پیر جمارانی بود                  که جهان را به مثل یوسف کنعانی بود

روح حق بود و در این کالبد تنگ زمان               همچو خورشید برای شب ظلمانی بود

ما چو موران همه رنجور از آن چکمه جور          مظهر عدل همان پور سلیمانی بود

فجر آورد برای شب یلدای جهان                     او بهاری وسط فصل زمستانی بود

ارمغانش به همه مردم عالم جانا                  بین که جمهوری اسلامی ایرانی بود

حمله آغاز شد و دشمن بعثی آمد                جنگ هم در نظرش رحمت پنهانی بود

باغبان بود و بسی لاله خونین رویاند             تاج گل ها به برش بین که چه ارزانی بود

گرچه بهتر ز شکر، شهد و عسل بود ولی      جام زهری به برش زان که تو می دانی بود

راضی و مرضی حق گشت و به خوبان پیوست     حال دل ها همه بارانی و طوفانی بود

لیک سروی به نیابت ز جوانان برخواست                   سیدی بود همان مرد خراسانی بود

این شعر زیبا تقدیم به همه پیروان ولایت، همان کسانی که جان های خود را برای سربلندی اسلام و مسلمین ناقابل میدانند و منتظر ندای یالثارات الحسین هستند...............

کسانی که لبیک گویان نائب امام زمان عج حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله هستند و در این برهه زمانی و بیداری اسلامی مسلمانان و مردم منطقه و جهان آماده جهاد در راه خدا میباشند تا طبق آیه شریفه ۲۳ سوره احزاب به پیمان های خود وفا کنند و شهادن قی سبیل الله را نسیب خود کنند. من آمادگی خود را برای دفاع از مظلومین و پا برهنگان عالم بخصوص شیعیان مظلوم بحرین اعلام میدارم و از تمامی پیروان ولایت میخواهم که در حرکتی خودجوش آمادگی خود را برای جهاد اسلامی به اذن رهبر انقلاب اسلامی اعلام نمایند تا دشمنان اسلام و قرآن از آمریکا و غرب گرفته تا ایادی دست نشانده آنان در منطقه، بدانند که ما آماده ایم و گوش به فرمان ولی مطلقه فقیه هستیم.

یا حق

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390  |
 بيانيه بسيج جامعه پزشكي در حمايت از جامعه پزشكي بحرين ......

در حاليكه براساس كنوانسيون‌هاي بين المللي از جمله كنوانسيون ژنو، كه كشور بحرين هم آن را امضا كرده است، تعرض به مجروحين، پزشكان و پرسنل درماني و حمله به بيمارستان‌ها و آمبولانس‌ها در شرايط جنگي و ممانعت از درمان مجروحان حتي اگر اين مجروحان از كشور متخاصم باشند، ممنوع است.

رژيم آل خليفه بحرين برخلاف تمامي موازين اسلامي، انساني و بين المللي، ضمن حمله به مراكز درماني و محاصره نظامي بيمارستان‌ها ، از جمله بيمارستان سليمانه، اقدام به ضرب و شتم پزشكان، پرستاران و ساير اعضاي كادر درماني كرده است و مجروحين را در حاليكه تحت مداوا بوده‌اند دستگير و با ايجاد فضايي كاملا نظامي در مراكز درماني امكان مداواي مجروحين مظلوم راسلب كرده است و در تازه ترين اقدام شنيع خود 30 نفر از پزشكان و 150 نفر از پرستاران مراكز درماني را اخراج كرده است.

ما با محكوم كردن اين اقدامات سبعانه و ضد بشري، از صليب سرخ جهاني مي‌خواهيم ،هر چه سريعتر به وضعيت نابسامان بيمارستان‌ها و كادر درماني كشور بحرين رسيدگي كند.

ما ضمن حمايت همه جانبه از پزشكان و پرسنل درماني شجاع و فداكار بحريني كه خبرنگار اخراج شده يكي از شبكه هاي خبري، واكنش آنان در قبال تهاجم نيروهاي امنيتي بحرين راشجاعانه توصيف كرده است ،آمادگي خويش را براي ارائه هرگونه خدمات درماني به مردم مجروح و مظلوم بحرين اعلام مي داريم.

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390  |
 بیانیه گروه جهادی خادمان ام ابیها (س) در حمایت از مردم مظلوم بحرین و درخواست تحریم حج

و سیعلم الذین ظلموا ای ینقلب منقلبون...

سالیانی است که رهبران مستبد وخودکامه کشورهای عربی با پیروی ازمولای خود امریکا وانگلیس نفسی برای مسلمانانی که می خواهند برمبنای اسلام ناب زندگی کنند نگذاشته اند.مردم مظلوم بحرین نمی خواهند آمریکا در آنجا پایگاه نظامی داشته باشد مردم مظلوم بحرین نمی خواهند که دستشان به خون شهدای فلسطینی آغشته شود مردم مظلوم بحرین نمی خواهند آلت دست استعمار شوند.هجوم سعودیان به بحرین وکشتار انقلابیون سند زنده ای از همسفره بودن آل سعود وبزرگترین دشمنان خدا یعنی آمریکا واسرائیل است پس سکوت برخی امروز به چه معناست؟ عدم وجود دیپلماسی فعال دولتمردان ایرانی در قبال این لشگرگشی به بحرین وبایکوت خبری رسانه های عالم گناهی نابخشودنی وفرصتی ازدست رفته محسوب می شود.ما جهادیون خواستار تحریم حج توسط مراجع آیات عظام ، به جهت عدم تقویت اسلام امریکائی وجبهه کفر هستیم.  پول حجاج نباید به فشنگهای آل سعود تبدیل شده و بیرحمانه به گوشت و استخوان برادران و خواهرانمان بنشیند، هیهات که باسرازیر شدن پول هنگفت حجاج به جیب آل سعود، به ابو جهل ها و ابولهب های زمان جهت پیشبرد اهداف کثیفشان کمک می کنیم. هیهات که امروز سکوت فرد فرد امت اسلام آبی ست به آسیاب ظلم و جور و ستم فراعنه ی زمانمان.

و عجل لولیک الفرج یا غیاث المستغیثین.

 

گروه جهادی خادمان ام ابیها(سلام الله علیها)

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390  |
 دیکتاتور شیطان صفت.........
|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390  |
 9 دی ماه روز بصیرت و میثاق امت با ولایت

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در شنبه بیستم فروردین 1390  |
 خاطرات یک...
سلامی گرم به همه دوستان بهتر از گلم (البته از نوع رز)

اول عید قربان و عید غدیر را به همه مسلمانان جهان بخصوص دوستان عزیزم تبریک میگویم. امیدوارم با توکل خداوند عزوجل بتوانیم با درک این اعیاد بزرگ قدمی در راه بیداری اسلامی در دنیای سراسر خفته و شیطان زده برداشته باشیم.

به حمدالله تابستان امسال توانستیم با گروهی از بچه های با اخلاص و با ایمان در قالب گروه جهادی "منتظران آفتاب" به روستای ورکان از توابع شهرستان کاشان برویم. البته بسی رنج کشیدیم......

حدود 3 ماه قبل از شروع عرصه(یعنی اعزام به روستا) جلساتی را با بچه های بسیج دانشجویی شروع کردیم (بین خودمان بماند چقدر طاقت فرسا بود) و بعد از صحبت فراوان بنده حقیر شدم مسئول حرکت جهادی بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی کاشان!!!!!(خنده که نداره.....).

به خودم گفتم "من مانده ام تنهای تنها آه آه....." آخه نمیدونید هیچ کس نبود کمکم البته از آقایون؛ عده ای فارغ التحصیل، عده ای طرح ولایت، عده ای تشرف به خانه خدا (منم باید میرفتم اما لیاقت نداشتم....).....

منم یعنی میخواستم سرم رو خلوت کنم برای شروع درس خواندن و آمادگی برای ارشد....... اما وسوسه انگیز بود! نه نه مسئول بودن رو نمیگم بابا شرکت در حرکت جهادی منظورم بود آخه نمیدونم میدونید چه با صفاست یا نه.........

البته از طرفی نگران نبودم چون خواهران حوزه بسيج دانشجويي تقریبا همگی حضور داشتند و این امید من را به آینده روشن میکرد.

با توکل به خدا شروع کردیم....

ادامه دارد..........

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در شنبه بیست و نهم آبان 1389  |
 

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در دوشنبه هفدهم آبان 1389  |
 رازی نهفته در ازدواج علی و فاطمه (ع)

رازی نهفته در ازدواج علی و فاطمه (ع)

 عظمت وجودی حضرت علی علیه السلام اقتضا می کرد که خواستار همسری باشد که از نظر ایمان، تقوی، دانش، بینش، نجابت و اصالت، هم‌شان و هم‌پایه‌ی خودش باشد و جز فاطمه زهرا، دختر رسول خدا، کسی این خصوصیت و شایستگی را نداشت.

پیامبر پیشنهاد ازدواج علی علیه السلام را به دخترش این گونه منتقل کرد:« علی فرزند ابوطالب از کسانی است که فضیلت و مقام او در اسلام بر ما روشن است. من از خدا خواسته بودم که تو را به عقد بهترین مخلوق خود در آورد و اکنون او به خواستگاری تو آمده است. در این باره چه می گویی؟»

فاطمه سکوت کرد ولی چهره‌اش را از پیامبر بر نگرداند و کوچک‌ترین ناراحتی در سیمایش ظاهر نشد. پیامبر با دیدن این صحنه از جای خود بر خاست و فرمود:« الله اکبر. سکوت دخترم نشانه رضای اوست.»
مهریه فاطمه‌ی زهرا پانصد درهم بود.( هر درهم معادل یک مثقال نقره است.)

صورت جهیزیه زهرا علیهاسلام این‌گونه بود:
1. پیراهنی به بهای هفت درهم.
2. روسری به بهای یک درهم.
3. قطیفه مشکی.
4. یک تخت عربی از چوب و لیف خرما .
5. دو تشک از کتان مصری که یکی پشمی و دیگری از لیف خرما بود .
6. چهار بالش، دو بالش از پشم و دو بالش از لیف خرما .
7. پرده.
8. حصیر.
9. آسیاب دستی.
10. طشت بزرگ.
11. مشک‌ای از جنس پوست.
12. کاسه چوبی برای شیر.
13. ظرفی از پوست برای آب.
14. آفتابه.
15. ظرف بزرگ مسی .
16. چند کوزه سفالی.
17. بازوبندی از نقره .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در حالی که بر اثاث خانه دخترش دست می‌کشید، فرمود:« خداوند زندگی را بر خانواده ای که بیشتر ظروف آن ها سفالین است مبارک قرار بده.»

رازی نهفته است در این ازدواج که بسیار شیرین است و هنوز پس از هزار و چند صد سال نکته ای گرانمایه است برای زندگی زوج های جوان. وقتی پیامبر عقد علی را خواند دست زهرا(س) را در دست علی (ع) گذاشت و گفت:

 ای علی، دختر امانت است در دست شوهر. این امانت را نگهداری کن. نکته را دقت کنید. دختر امانت است در دست شوهر. به راستی این رازی است در فرهنگ اسلامی ما که هنوز فرهنگ سازی نشده است. هنوز شناسانده نشده است. باید این نکته را سر سلسله همه اندیشه ها در باره ازدواج قرار بدهیم.

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در دوشنبه هفدهم آبان 1389  |
 بنال اى دل
بنال اى دل

حسن فرح بخشیان (ژولیده نیشابوری)

بنال اى دل که در ناى زمان فریاد را کشتند
بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند
اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند
که در دانشگه هستى، بزرگ استاد را کشتند
به جرم پاسدارى از حریم عترت و قرآن
رئیس مذهب و الگوی عدل و داد را کشتند
به جاى اشک و خون دل، ببار اى آسمان زین غم
که نور دیدگان سید امجاد را کشتند
دریغ و درد کز بیداد منصور ستمگر
به جرم یاری دین مظهر امدادا را کشتند
من ژولیده می گویم ز نسل ساقى کوثر
امام جانشین و پنجمین اولاد را کشتند
|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در یکشنبه یازدهم مهر 1389  |
 السلام عليك يا امام الصادق (ع)
|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در یکشنبه یازدهم مهر 1389  |
 شهادت امام صادق (ع) بر تمامي دلسوختگان خاصه شيعيان آن حضرت تسليت باد
امام صادق (علیه السلام) در روز 17 ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. پدر گرامی آن حضرت، امام محمد باقر (علیه السلام) و مادر ارجمندش ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر می باشد. نام شریفش جعفر و لقب معروفش صادق و کنیه اش ابوعبدالله می باشد. شهادت آن حضرت در 25 شوال سال 148 هجری قمری، در 65 سالگی، به دستور منصور دوانیقی، خلیفه ستمگر عباسی، به وسیله سمی که به آن بزرگوار خوراندند، در شهر مدینه اتفاق افتاد، و محل دفنش در قبرستان بقیع است.

امام جعفر صادق (علیه السلام) تلاش و کوشش خود را با مساعی علمی آغاز و حوزه فکری و ثمربخش خویش را که بزرگان فقها و متفکران از آن بیرون آمدند، در صفوف امت، افتتاح کرد و با تربیت شاگردانی دانشمند، ذخیره علمی بزرگی برای امت برجای گذاشت. بعضی از شاگردان نامی آن بزرگوار عبارتند از: هشام بن حکم و مؤمن طاق و محمد بن مسلم و زرارة بن اعین و ... که هر یک چهره های درخشانی از تربیت شدگان مکتب آن حضرتند. حرکت علمی او آن سان گسترش یافت که سراسر مناطق اسلامی را دربر گرفت و مردم از علم او سخن ها می گفتند و شهرتش در همه شهرها و دیارها پیچیده بود.
جاحظ در مورد امام صادق (علیه السلام) می گوید:«امام صادق چشمه های دانش و حکمت را در روی زمین شکافت و برای مردم درهایی از دانش گشود که پیش از او معهود نبود و جهان از دانش وی سرشار گردید.»هدف امام صادق (علیه السلام) از گسترش برنامه فرهنگی، چاره جهل امت و تقویت عقیده به مکتب اسلام و نیز ایستادگی در برابر امواج کفرآمیز و شبهه های گمراه کننده و حل مشکلات ناشی از انحراف حکومت بود.
تلاش آن حضرت از طرفی مقابله با امواج ناشناخته و فاسد اوضاع سیاسی عهد امویان و عباسیان بود که انحرافات عقیدتی آن، بیشتر معلول ترجمه کتاب های یونانی و فارسی و هندی و پدید آمدن گروه های خطرناک از جمله غلات و زندیقان و جاعلان حدیث و اهل رأی و متصوفه بود که زمینه های مساعد رشد انحراف را به وجود آورده بودند. امام (علیه السلام) در برابر تمامی آنها ایستادگی کرد و با همه مناظره و مباحثه کرد و خطر افکارشان را برای ملت اسلام افشا نمود و از طرف دیگر، با تلاش های خستگی ناپذیر، مفاهیم عقیدتی و احکام شریعت را منتشر ساخت و آگاهی علمی را پراکند و توده های عظیم دانشمندان را به منظور آموزش مسلمانان مجهز ساخت.
امام صادق (علیه السلام) مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را در مدینه محل تدریس خویش قرار داد و مردم، دسته دسته از دور و نزدیک به آنجا می شتافتند و سؤالات گوناگون خود را مطرح و جواب لازم را دریافت می نمودند. از جمله استفاده کنندگان از محضر آن بزرگوار، مالک بن انس و ابوحنیفه و محمد بن حسن شیبانی و سفیان ثوری و ابن عینیه و یحیی بن سعید و ایوب سجستانی و شعبة بن حجاج و عبدالملک جریح و دیگران بودند.
امام صادق(علیه السلام) به پیروان خود فرمان داد که به حاکم منحرف پناه نبرند و از داد و ستد و همکاری با او خود داری کنند و به اصحاب و دوستان خود سفارش می کرد که در هر کار، مخفیانه عمل کنند و تقیه را رعایت نمایند و در هر عملی که انجام می دهند توجه کامل داشته باشند که دشمنان و مخالفان شان متوجه آن نشوند. آن حضرت مردم را بر آن می داشت تا در قیامی که زید بن علی بن الحسین (علیه السلام) بر ضد دولت امویان کرده بود، پشتیبان زید باشند. هنگامی که خبر قتل زید به او رسید بسیار ناراحت شد و اندوهی عمیق به او دست داد و از مال خود به خانواده هر یک از یاران زید که با او در آن واقعه آسیب دیده بودند هزار دینار داد و نیز هنگامی که جنبش بنی الحسن (علیه السلام) شکست خورد، امام را حزن و اندوه فرا گرفت و سخت بگریست و مردم را مسؤول کوتاهی در برابر آن جنبش دانست. با این حال، آن حضرت از در دست گرفتن حکومت، خودداری فرمود و این کار را به وقتی موکول کرد که نقش دگرگون سازی امت را ایفا کند و در مجرای افکار امت تأثیر گذارد و انحراف های گوناگونی را که واقعیات سیاسی و اجتماعی روز به وجود آورده بود تصحیح نماید، آنگاه در داخل امت عهده دار تجدید بنا شود و امت را آماده سازد تا در سطحی درآیند که بتوانند حکومتی را که خود می خواهند، تشکیل دهند.
امام صادق در نگاه دیگران
ابوحنیفه، پیشوای مشهور فرقه حنفی، گفته است:«من دانشمند تر از جعفربن محمد ندیده ام.» «لو لا السنتان لهلک نعمان»؛ یعنی اگر آن دو سال (شاگردی من نزد او) نبود، نعمان هلاک می شد. (اسم ابوحنیفه نعمان بن ثابت بوده است). مالک، پیشوای فرقه مالکی، گفته است: «مدتی نزد جعفر بن محمد رفت و آمد می کردم، او را همواره در یکی از سه حالت می دیدم؛ یا نماز می خواند یا روزه بود و یا قرآن تلاوت می کرد، و هرگز او را ندیدم که بدون وضو حدیث نقل کند.»
اکنون از باب تیمن و تبرک و جهت بهره مندی بیشتر، سخنی چند از آن امام بزرگوار را ذکر می کنیم؛
کمال احسان
«لایتم المعروف الابثلاث خصال؛ تعجیله و تقلیل کثیره و ترک الامتنان به» احسان و نیکی کامل نباشد، مگر با سه خصلت؛ شتاب در آن، کم شمردن بسیار آن، و منت ننهادن بر آن.
محاسبه نفس
«حق علی کل مسلم یعرفنا ان یعرض عمله فی کل یوم و لیله علی نفسه فیکون محاسب نفسه، فان رای حسنه استزاد منها، و ان رای سیئه استغفر منها لئلایخزی یوم القیمه» بر هر مسلمانی که ما را بشناسد، سزاوار است که در هر شبانه روز، عملش را بر خود عرضه دارد و خود حسابگر خویش باشد، اگر حسنه دید بر آن بیفزاید، و اگر گناه دید از آن آمرزش خواهد تا اینکه روز قیامت رسوا نشود.
استقامت
«لو ان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائکه ولاظلهم الغمام و لاشرقوا نهارا و لاکلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم و لما سالوا الله شیئا الااعطاهم» اگر شیعیان ما استقامت می ورزیدند، هر آینه فرشتگان با آنها دست می دادند و ابرها بر آنها سایه می انداخت و در روز می درخشیدند و از بالای سر و زیر پای خود روزی می خوردند و چیزی از خدا نمی خواستند مگر اینکه به آنها عطا می کرد.

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در یکشنبه یازدهم مهر 1389  |
 مواعظ و حکمتهاى اميرالمؤمنين...
دورى از چهار صفت

من مواعظ علي «عليه السلام»:
من استطاع أن يمنع نفسه من أربعة اشياء فهو خليق بأن لاينزل به مكروهٌ أبداً قيل: وما هنّ يا أميرالمؤمنين! قال: العجلة واللجاجة والعُجب والتّواني.
(تحف العقول صفحه 222)
هركس اين چهار صفت را از خود دوركند خواه فرد باشد، خواه مجموعه دست‏اندركاران و رؤسأ جامعه، هيچ‏گاه حادثه و واقعه ناخوشايندى، متوجه او نخواهدشد:
1- عجله، بدون تأنّى و دقت، تصميم‏گيرى كند يا كارى را اجراء نمايد (عجله غير از سرعت در عمل است).
2- لجاجت، يكى از مسائل خطرناك و بلاهاى دامن‏گير، اصرار و پافشارى ناحق، در مسأله‏اى است كه چون اين حرف را گفته و يا چنين موضعى اتخاذ كرده حاضر نيست عقب‏نشينى كند و لو خلاف آن ثابت شود.
3- مغرورشدن و خودشگفتى، كه انسان نقص‏ها و ضعف‏هاى خود را نديده و احياناً محسناتش را بزرگ بشمرد.
4- كاهلى و سستى، كار امروز را به فردا افكندن و تأخير انداختن.
بنده، در اثر تجربياتى كه در سالهاى متمادى پيدا كردم به اين نتيجه رسيدم كه اين سخن على (عليه السلام) واقعاً حكمت تمامى است و همه ضرر و زيان‏هايى كه متوجه جامعه شده است در اثر اين امور بوده. خداوند ان شاءاللّه ما را با مجاهدت خودمان و با توفيق خودش از اين صفات دور بدارد.
|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در یکشنبه یازدهم مهر 1389  |
 چرا کورش، ذوالقرنین نیست؟

 در اینجا نمی خواهم به این موضوع بپردازم که کورش، پادشاه نیک سیرتی بوده یا نبوده است، یا اینکه به او می توان افتخار کرد یا نمی توان، می خواهم از بلیه ای بنویسم که تازگیها دسته ای از مذهبیها دچارش شده اند و آن اینکه معتقد شده اند کوروش هخامنشی، همان ذوالقرنین قرآن است.
 
 
در اینجا نمی خواهم به این موضوع بپردازم که کورش، پادشاه نیک سیرتی بوده یا نبوده است، یا اینکه به او می توان افتخار کرد یا نمی توان، می خواهم از بلیه ای بنویسم که تازگیها دسته ای از مذهبیها دچارش شده اند و آن اینکه معتقد شده اند کوروش هخامنشی، همان ذوالقرنین قرآن است. ذوالقرنین بر اساس آیات قرآن (سوره کهف، آیه ۸۹)، فردی مومن به خدا است و بر اساس احادیث اسلامی، پیامبر بوده است. فعلا کاری هم به این ندارم که ریشه یکی گرفتن کوروش با ذوالقرنین در کجاست. به تازگی منشور استوانه ای شکل کورش هخامنشی، در مراسمی پر سر و صدا و البته فقط برای مدت چهل روز به کشور ایران بازگشت. جمله های زیر فرازهایی از همین منشور و از زبان کورش است:

«فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی که بسته شده بود را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم...

همچنین پیکره خدایان سومر و اَکَّـد را که نَـبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود؛ به خشنودی مَردوک به شادی و خرمی، به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم، بشود که دل‌ها شاد گردد. بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین‌شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند.»

من که توی کتَم نمی رود، گوینده جملات مشرکانه بالا، موحد یا پیامبر باشد. ابراهیم بت شکن کجا و چندخدا پرستی که جمله های بالا از او نقل شده کجا؟ بگذریم که خدای بزرگی هم که کورش در کنار دیگر خدایان او را تجلیل و در این منشور بارها از او یاد می کند، «مردوک» است که خدایی غیر توحیدی و از بتهای بابل است. از دو حال خارج نیست:

۱- یا کورش ذوالقرنین نیست.
۲- یا منشور منتسب به کورش، منشوری جعلی و قلابی است.

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در شنبه سوم مهر 1389  |
 قرآن سوزي و استكبار جهاني

«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ»[1]؛ «مسلما يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيده اند دشمن ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت»

امروزه بيش از هر زمان ديگر، صهيونيسم جهاني و مسيحيت صهيونيستي هم دست و هم داستان شده اند تا در برابر موج اسلام خواهي جوامع بشري به ترفندهاي پليد دست آويزند. كه قرآن سوزي به طور آشكار تنها يكي از نمونه ها و نمادهاي كينه توزي آنان است.

اما آن چه براي دانشگاهيان و جوانان دانشجو، داراي اهميت است، بهره گيري از اين رفتار بي خردانه در جهت حساس شدن در خصوص چرايي اين گونه رفتارهاست؟! و از اين موقعيت به عنوان يك فرصت براي روشنگري درباره اهميت و امتياز قرآن مجيد استفاده شود. به همين منظور به برخي از ويژگي هاي برتر قرآن اشاره مي شود:

1. قرآن، تنها كتابى است كه تمامى كلمات و الفاظ آن از سوى خداوند است؛

«إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى»[2]؛ «اين سخن به جز وحى اى كه وحى مى شود نيست...».

و «برترى آن بر ساير سخنان، همچون برترى خداوند بر ساير مخلوقات است».[3]

 2. قرآن، تنها كتابى است كه بدون تحريف، همچنان ماندگار است و با اطمينان، مى توان به آن اعتماد كرد؛ «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»[4]؛ «بى ترديد ما اين قرآن را فروفرستاديم و قطعاً، نگهبان آن خواهيم بود».

 3. قرآن، بيان گر وقايع الهام بخش تاريخى و تصديق كننده معارف حق پيامبران گذشته است؛ به طورى كه پيروان اديان ديگر نيز مى توانند سابقه واقعى و معارف حقيقى خود را از قرآن به دست آورند؛ «نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ»[5]؛ «اين كتاب را در حالى كه تأييد كننده آن چه [از كتاب هاى آسمانى] پيش از خود مى باشد، به حق، بر تو نازل كرد».

 4. آيات اعتقادى، اخلاقى و احكام قرآن، گسترده تر و مهيمن (حاكم و برتر) بر كتاب هاى آسمانى گذشته است؛ «مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ»[6]؛ «تصديق كننده كتاب هاى پيشين و حاكم بر آنهاست».

 5. قرآن به صورت تدريجى و با نگاه به واقعيت ها نازل شده و در نامناسب ترين شرايط، تمدن ساز بوده است؛ از اين رو، مى تواند در هر شرايطى، به ديگر واقعيت ها نيز شكل داده، براى جامعه بشريت، راهنما باشد؛ «تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً»[7]؛ «بزرگ [و خجسته] است كسى كه بر بنده خود، فرقان [كتاب جداسازنده حق از باطل] را نازل فرموده، تا براى جهانيان، هشدار دهنده باشد».

6. قرآن، تنها كتاب آسماني است كه به روشني حقايق طول تاريخ مهمترين پيامبران و اقوام مهم دنيا را بيان كرده و چهره دروغ پردازان را رسوا كرده است. به طوري كه با مراجعه به قرآن چهره نژادپرست يهود و بهانه جويي هاي آنها در برابر هدايت هاي حضرت موسي عليه السلام بارها گفته شده است. و از خواري و ذلت پيدا و پنهان آنها خبر داده است: «وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ»[8]

«[داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا كه آنان به نشانه هاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مى كشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند»

7. قرآن، تنها كتاب آسماني است كه ظرفيت منشور جامعه بشري و محوريت براي همگي پيروان اديان الهي را دارد چنان كه در قرآن مجيد مي خوانيم: «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»[9] ؛ «بگو اى اهل كتاب بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد پس اگر [از اين پيشنهاد] اعراض كردند بگوييد شاهد باشيد كه ما مسلمانيم [نه شما]»

همگي اين گونه امتيازات قرآن است كه روي آوري بيش از پيش خردمندان را به سوي قرآن جلب كرده است و استكبار جهاني را به هراس انداخته است. غافل از اينكه اقدامات پليد آنان جهت قرآن سوزي، به موج اسلام خواهي و توجه بيشتر مردمان جهان به قرآن كمك خواهد كرد و زمينه سقوط و افول استكبار جهاني را زودتر فراهم خواهد كرد.


[1] مائده / 82

[2] نجم / 4

[3] قال رسول الله (ص): «فَضلُ القُرآنِ عَلي سائِرِ الكَلامِ كَفَضلِ اللهِ عَلي خَلقِهِ» (علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 89، بيروت: مؤسسه الوفاء)

[4] حجر / 9

[5] آل عمران / 3

[6] مائده / 48

[7] فرقان / 1

[8] بقره / 61

[9] آل عمران / 64

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389  |
  امیدوار کننده ترین آیه در قرآن
مساله امید در قرآن در بالاترین سطح ممکن ، روزنه ای برای تبدیل وضعیت از "گنه کار" به " بخشیده شده "و تبدیل از کسی که قرار است در دوزخ مجازات شود به کسی که رحمت خدا شامل حالش می شود ،مطرح شده است

مسئله امید در فرهنگ اسلامی اهمیت زیادی دارد و قرآن برای تشویق انسان به کارهای شایسته تاکید زیادی بر امید کرده است.آنچه در این باره در قرآن مطرح شده عمدتا بر روی امید به رحمت و بخشش خداوند متمرکز است. مساله امید در قرآن در بالاترین سطح ممکن ، روزنه ای برای تبدیل وضعیت از "گنه کار" به " بخشیده شده "و تبدیل از کسی که قرار است در دوزخ مجازات شود به کسی که رحمت خدا شامل حالش می شود ،مطرح شده است.
 
در تفسیر فرات از بشربن شریح نقل شده که می گوید:روزی از امام باقر (ع) پرسیدم:"امید بخش ترین آیه قرآن کدام آیه است؟" 
حضرت فرمود:"اطرافیان شما در این باره چه نظری دارند؟"
گفتم:"آنها معتقدند آیه «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمت الله» (ای بندگان من که بر نفس خویش اسراف کرده اید از رحمت خدا نا امید نباشید) امیدوار کننده ترین آیه قرآن است."
حضرت فرمود :"اما ما اهل بیت چنین نظری نداریم."
پرسیدم:"پس نظر شما در این مورد چیست؟"
فرمودند:"آیه «ولسوف یعطیک ربک فترضی» (و پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی) امید بخش ترین آیه قرآن است و منظور از آن شفاعت است."
سپس ادامه دادند:"یکی از دلایل ترجیح این آیه این است که در آیه مورد نظر شما شرط برخورداری از آن رحمت واسعه ،توبه و تسلیم و عمل نیک اعلام شده است اما در آیه مربوط به شفاعت ، هیچ قید و شرطی جز رضایت پیامبر مهربانی و رحمت وجود ندارد." جهان نيوز

|+| نوشته شده توسط محسن رحمانی در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389  |
 
 
 
بالا